همين ديروز بود كه به پيشوازت به دشت ها و تپه ها آمديم و با ديدنت خنده بر لبهايمان نشست و امروز
براي بدرقه ات به دشت ها و تپه ها آمديم و با وداعت يك چشممان خنده و يك چشممان گريه همين
ديروز بود كه با يك بغل خير با لبهاي خندا به سوي ما آمدي و بي درنگ آستينها را بالا زدي و گفتي خانه
را بايد شست . و امروز كه مي روي با يك بغل غم و غصه بدرقه ات مي كنيم .چه خوب بود با تو بودن و
چه زود گذشت اين روزها.
خداحافظ اي نازنين، اي بهترين همنشين.
خداحافظ اي مهربان، اي عيد دوستان.
خداحافظ اي زنجير شيطان.
خداحافظ اي كريم اي بهتر و برتر از ساعتها، روزها، ماه ها.
اي لحظه هايت انگار زندگي در كنار يار،« اي ماه دست يافتن به آرزوها».
خداحافظ اي جليل، اي بزرگ، اي اميد بهشت.
خداحافظ اي مونس اي همدم اي نيكو سرشت.
خداحافظ اي هموار كننده راه هاي نيكو و احسان.
اي ناصر در برابر كيدهاي شيطان.
خداحافظ اي نرم كننده دلها، اي پاك كننده گناهان.
اي خاموش كننده آتش اي ماه آزاد شدگان.
خداحافظ اي ماهي كه هزار ماه به اندازه يك شبت نمي شود.
شبي كه در آن شب آسمانها و زمين به سنگيني غصه هاي زينبت نمي شود.
خداحافظ اي كه بديها از تو گريزان و خوبيها در تو بسيار.
فراغت رنج و وحشت و انتظار، بودنت اميد و امن و قرار.
خداحافظ اي آشنايي ناتمام.
خداحافظ به اميد سلام.

توانند